گل پسرم گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 24 روز سن داره
ازدواج منو بابایی ازدواج منو بابایی ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

متولد ماهِ مــــهر...

14هفته...

1393/1/26 11:55
نویسنده : مامان سعیده
357 بازدید
اشتراک گذاری

بغلسلاااااام خوشگل مامان !خوبی عزیزم؟

ببخشید با دوهفته تاخیر اومدم!

همش تقصیر باباست عکسای شما توی گوشیشه؛ یادش میره بریزه روی سیستم من

هی امروز و فردا کردم شاید عکسارو بریزه دیدم اون که حواس نداره!!

حالا برات مینویسم بعدا عکسهاشو اضافه میکنم.

خوب عشقِ مامان, جونم برات بگه که امروز هفته ی چهاردهم هم به سلامتی تموم میشهقلب

آخرین باری که برات نوشتم گفتم که میخوایم بریم بابلسر خونه آقاجون.

اون روز بابا که از اداره اومد سریع وسایلا رو جمع کرد و ساعت 1ونیم راه افتادیم

جاده خوب بود خداروشکر ولی از ورسک تا قائمشهر ترافیک سنگین شد

بارون میومد برف میومد!تگرگ میزد!! اصلا یه وضعی!

منم خسته شده بودم صندلی ماشینو خوابوندم و دراز کشیدم.

الهی بمیرم فک کنم خیلی اذیت شدی اون روز

خلاصه ساعت 8یا 9 رسیدیم خونه آقاجون

عزیز(مادربزرگِ مادریِ بابا) خیلی ذوق زده بود و مدام یواشکی سراغت رو میگرفت

حالت رو میپرسید؛نمیدونی چقدر برای اومدنت خوشحاله!

اینکه روز اول و دوم همه یواشکی سراغت رو میگرفتن هم دلیل داشت که بی خیال!!عینک

(هرچند خودم خیلی خوشم نیومد! )

راستی اولین عیدی زندگیت رو عزیز بهت داد!!از خود راضی

5هزار تومان داد به من و گفت این عیدی بچه است.

دستشون درد نکنه

روز دوم همراه همه ی اعضای 7نفره ی خانواده ی پدریت راهی بابل شدیم

ناهار خونه ی پدربزرگِ پدریِ بابا بودیم.

نمیدونی ننه آقا و گبا چقدر خوشحال بودن؛مشخص بود مهمترین دلیلش وجود شـــماست.

بعدازناهار برگشتیم بابلسر؛ البته 4نفری.بقیه برگشتن ورامین.

ازون روز به بعد بیشتر صحبت از شما میشد...یه روز که جمع بودیم تو اتاق خاله سمیه؛

خاله زهرا گفت: نمیدونی عزیز چقدر ذوق زده است

خاله سمیه گفت قیافه ی عزیز وقتی خبر بارداریت رو شنید دیدنی بود

مامانِ بابا گفت عزیز گفته هروقت سعیده رفت سونو و معلوم شد جنسیت بچه چیه اول به من بگه.

معلومه خیلی برنامه ها دارن برات.

 

شمال هوا سرد بود و همون روز اول سرماخوردم,تازه خوب شده بودم ولی دوباره..

روز13 بدر جایی نرفتیم

مامان جون و آقاجون اینا همراه با داییها و خاله ها و کلا خانواده رفته بودن پیک نیک

دائم به ما زنگ میزدن و خالی بودن جامونو گوشزد میکردنچشمک

بعدازظهر 13بدر رفتیم بیرون

رفتیم بستنی نعمتخوشمزه

من عاااشق یستنیهای نعمتم مخصوصـــا بستنی بهار نارنج و کره ای و کره آلبالوش

همیشه هم همینا رو سفارش میدم

این بار همه مهمون ما بودن بمناسبت شیرینی گواهینامه ی مناز خود راضی

جمعه صبح با خاله سمیه و عمه و بابا راهی نمک آبرود شدیم

روز خــــــیلی خوبی بود.هوا ابری بود گاهی هم نم نم بارون میزد

نمک آبرودم که معرکه بود!

سوار تله کابین شدیم و رفتیم بالاعینک آش دااااغ خوردیم تو اون سرما خـــــــیلی چسبید

ناهار هم رفتیم عطاویجخوشمزه

تا اومدیم خونه شب شده بود.

شنبه یعنی 16فروردین هم منو شما و بابا و مامانش برگشتیم خونه.

یکشنبه رفتم پیش ماما؛ برات آزمایش و سونو غربالگری نوشت

صدای قلبت رو هم با گوشی شنید و گفت حالت خوبه

اون روز حالت تهوع شدید داشتم و حال نداشتم همونجا سرم زدم بعد اومدم خونه

دوشنبه هم ساعت 5 نوبت سونو داشتم

با مامانِ بابا رفتیم.یه شکلات خوردم که شما به تکون بیوفتی

با صلوات و ایت الکرسی رفتم تو اتاق سونو

همین که دستگاه رو گذاشت روی شکمم دیده شدیبغل

یه دفعه دیدم تکون خوردی دهنت رو باز و بسته کردی!!!ماچسرت رو چرخوندی

ای قربووووووووونت برم من ماااااادربغلدیوونم کردی با این عشوه هات

چندبار دهنتو باز و بسته کردی!

قشنگ قیافت معلوم بود

سونوی "ان تی ان بی" داشتیم. خداروشکر همه چیز خوب بود.

عکسش رو بعدا همین جا میذارم

حدودا 6سانت قدت بود

12هفته و 4روز سنت بود

 

بعداز سونو هم مستقیم رفتیم آزمایشگاه و آزمایش غربالگری دادیم.جوابش 31فروردین آماده میشه.

انشالله که خیره

دیگه

تو این هفته ها هم اتفاق خاصی نیوفتاد

ویارم کمتر شده ولی خوب نشده و الان خــــــــــــــــیلی به بوی خمیر دندون و صابون و...حساسم!

شکمم یه کوچولو بزرگ شده

یعنی شمال که بودیم حس کردم بزرگ شده

مانتو و شلوارهام  برام تنگ شده. قیافم تغییر کرده.پوستمم تیره شدهناراحت

راستی یادم رفت بگم از هفته ی پیش یه چیزایی حس میکنم که مطمئنم حرکات شماستمژه

از نظر علمی میگن الان زوده ولی من مطمئنم که دارم بعضی وقتا حرکاتت رو حس میکنم

بار اول که مطمئن شدم؛ دستم روی شکمم بود یهو یه عطسه ی وحشتناک کردم

انگار ترسیدی و سریع تکون خوردی؛مثل ماهی لیز خوردی رفتی یه گوشهبغل

من اینو قشنگ حس کردم؛زیر دستم تکون خوردی

از اون روز مطمئن شدم که حرکاتت رو حس میکنم.

مامانِ بابا میگه حتما پسر هستی که اینقدر زود شروع کردی به حرکت

خودم هم بارها و بارها خواب دیدم که دارم میگم: بچه مون پــــــسرهمژه

خاله جون هم خواب پسر دیده

حالا باید صبر کنیم ببینیم خوابِ زن که میگن چپِ؛ واقعا چپِ؟یا نه!

خوب دیگه فعلا چیزی یادم نمیاد که بگم

مواظب خودت باش جیگر منماچ

دوسِت دارمقلب

 

پ ن: اینم عکس از سونی NT NB

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (11)

مامان آیهان کوچولو
26 فروردین 93 15:21
سلام خوبی؟دردونه کوچولوی ما هم که خوبِ خوبِ خدارو هزاران بار شکر. بعد این دوران خوش بارداری داره شروع میشه.خیلی لذت خوبی داره حس حرکتای نینی تو شکم.تا میتونی ازش لذت ببر. ایشالله جواب آزمایشم خوب هستش. ولی الان نمیشه از رو شکم حرکتشو تشخیص داد چون خیلی کوچولو هستش. مراقب خودتو دردونه باش.
مامان سعیده
پاسخ
قربونت آبجی ببوس پسر نازو جیگرت رووووووو
بهار
26 فروردین 93 23:35
سلام هدیه سنیا به شما دانلود تقویم لایه باز سال 93 با عکس دلخواهتون. در صورت قرار دادن لوگوی سنیا ،سایت سنیا ویرایش عکس هارو به عهده میگیره.
مامان موعود
30 فروردین 93 11:22
سلام سعیده خانم گل بابا ما هر چی میایم وبلاگ نی نی ات انگاری ما رو نمیبینی و به وبلاگ نی نی من سر نمیزنی اشکال نداره عزیزم منم از هفته 13 حرکاتش رو حس میکردم مطمئن باش که خود نی نی هستش که ابراز وجود میکنه خوشحالم که خوشحالی فعلا خدانگهدارت التماس دعا
مامان سعیده
پاسخ
سلام عزیزم نه بابا! این حرفا چیه!!! بخدا وقت نمیکنم! انشالله میام قسمت بشه
مامان مهدیار
31 فروردین 93 10:57
زنان قبل از مادر شدن "پری"و بعد از مادر شدن تبدیل به "فرشته "میشوند...... فرشته ی زمینی روزت مبارک ممنونم
مامان مهدیار
31 فروردین 93 11:00
سلام عزیزم وبازم تبریک.بسلامتی بدنیا بیاد نی نی نازت انشاالله.خوشحال میشم به وب منم سر بزنید.اگر تمایل به لینک داشتی خبرم کن.راستی نظر یادت نره.
مامان سعیده
پاسخ
سلام و ممنون انشااله حتما انشالله اگه وقت بشه خدمت میرسیم
مامان مهدیار
31 فروردین 93 11:08
عزیزم خواب ظن چپه.نه زن.(ظن:گمان ،وهم،خیال)خود من هم تا پارسال نمیدونستم .خدا خیر بده استاد دانشگاه رو .دوست داشتم شما هم بدونی .البته امیدوارم ناراحت نشده باشی.
مامان سعیده
پاسخ
ظن؟؟ یعنی ظن درسته؟؟؟؟!!!!!!! نه ناراحت که نشدم ولی فک کنم همونی که من نوشتم درست باشه: زن!
ثمره
31 فروردین 93 15:25
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است
مامان آیهان کوچولو
1 اردیبهشت 93 2:40
روزت مبارک مامان سعیده جون.
مامان سعیده
پاسخ
قربونت عزیزم همچنین شما
زینب مامان نازنین زهرا
9 اردیبهشت 93 19:34
سلام سعیده جان ... خوبی عزیزم ؟ چرا خبری ازت نیست خانومم نگرانت شدم نی نی گلمون خوبه انشالله غیبت زیاد داری ها ... حالا نی نی مون به تشخیص خالش دخمل یا نه ایندفه اشتباه کرد پسمله ؟ انشالله هر چی هست سالم باشه و سالم دنیا بیاد
مامان سعیده
پاسخ
فقط میتونم بگم شرمنده که نگرانتون کردم عزیزم اشتباه کردی دیگه خالهههه من پسلم
زینب مامان نازنین زهرا
13 اردیبهشت 93 20:10
سلام باهات قهرم چون خیییییییییییییییییییییییلی تاخیر داری ... خوب بیا یه خبر بده نگرانتم
مامان سعیده
پاسخ
سلام زینب جون ببخشید تورو خدا واقعا وقت نمیکنم همش خوابم و در حال استراحت
مامان موعود
15 اردیبهشت 93 11:31
سلام مامان سعیده گل کجایی کم پیدایی؟ نگرانت شدم بیا و وبلاگ نی نی ات رو آپ کن دیگههههه
مامان سعیده
پاسخ
سام عزیزم ببخشید من خیلی دیر نظراتتون رو تایید کردم شرمنده